روش های آموزش احترام به کودکان

احترام به کودکان

به کودکان احترام بگذارید تا محترمانه رفتار کنند

بسیاری از والدین از این که فرزندانشان بی احترامی می کنند یا به آن ها، قوانینشان یا به بزرگ ترهای خود احترام نمی گذارند ابراز تاسف می کنند. همه والدین می خواهند فرزندانشان با همه کسانی که با آن ها ارتباط برقرار می کنند مهربان، مودب و محترم باشند. اما مهم ترین اصل این است که کودکان بدانند در یک جامعه متمدن، باید چگونه رفتار کنند و بدانند که باید با همه ی مردم از هر نژاد و فرهنگ و قومیتی با هر تفاوت و ویژگی ظاهری و فردی، با مهربانی و احترام برخورد کنند.

ممکن است از خود بپرسید، چگونه می توانیم به فرزندانمان بیاموزیم که محترمانه رفتار کنند؟ هم به ما احترام بگذارند و هم به بچه ها و بزرگسالان دیگر؟ پاسخ این است که ما زمانی کودکانی با رفتار احترام آمیز خواهیم داشت که خودمان رفتار محترمانه در برابر آن ها و دیگران داشته باشیم. فراموش نکنید که کودکان هر لحظه، نظاره گر رفتار و گفتار ما هستند.

احترام، مانند قانون طلایی، به این معناست که با دیگران به گونه ای رفتار کنید که امیدوارید با خودتان رفتار کنند. در ادامه می آموزیم طبق روش های نوین فرزندپروری، چگونه به کودکان احترام بگذاریم و در عوض احترام آن ها را به دست آوریم.

احترام گذاشتن به فرزند

احترام باید متقابل باشد. ما می توانیم با چند روش ساده با فرزندانمان تعاملی درست داشته باشیم که باعث ایجاد یک رابطه محترمانه متقابل شود. وقتی ما عمداً سعی می کنیم یک رفتار محترمانه با فرزندان خود داشته باشیم، به احتمال زیاد آن ها از آن تقلید می کنند. این ایده که کودکان مستحق برخورد با احترام هستند، پایه و اساس فرزندپروری است.

این راهبرد ها مانند یک بازی بردـ برد نه تنها احترام به کودکان را نشان می دهد، بلکه به کاهش رفتارهای خود سرانه آن ها و نزاع قدرت در خانه کمک خواهد کرد.احترام به کودکان

مودبانه صحبت کنید

به یاد داشته باشید که هر طور که با فرزند خود صحبت می کنید، روشی است که او با شما و بقیه صحبت می کند. فرزند شما حتی به نوع برخورد و ادبیات شما نسبت به دیگران هم توجه می کند و آن را الگوی برخورد با خود شما و دیگران قرار می دهد. پس اگر لحن و ادبیات درستی با دیگران و فرزندان خود ندارید نباید انتظار داشته باشید آن ها در جمع و حتی با شما به احترام سخن بگویند.

سؤال کمتری بپرسید

والدین موجوداتی کنجکاو هستند که همیشه در حال پرسیدن جزئیات همه چیز از کودکان خود هستند. «کی اونجا بود؟ بعد چه اتفاقی افتاد؟ مدرسه چطور بود؟ چرا این کار را نکردید؟ به چی فکر می کردی؟ خوراکی دوستت چی بود؟» فراموش نکنید شما بازپرس نیستید. شما هم دوست ندارید یک نفر به طور مداوم از ریز اتفاقات و حتی فعالیت های روزانه از شما سوال بپرسد.

وقتی کودکان زیر خط آتش سوالات ما قرار می‌ گیرند، جای تعجب نیست که با صدای بلند برخورد می کنند. ممکن است کودکان کوچک تر مشتاق به اشتراک گذاری جزئیات باشند، اما با بزرگ تر شدن کودکان، تمایل کم تری به پاسخگویی به همه ی پرسش های شما خواهند داشت؛ مخصوصاً اگر احساس کنند که سوالاتتان از قضاوت یا عدم اعتماد به آن ها ناشی می شود. توضیح ندادن آن ها به این معنا نیست که مایل به اشتراک گذاری با شما نیستند، آن ها فقط می خواهند بدانند که به آن ها اعتماد دارید یا نه.

نفس عمیق بکشید، آرام باشید و ذهن پرسشگر مادرانه یا پدرانه ی خود را کنترل کنید. برای نشان دادن احترام به عقل و قضاوت آن ‌ها باید سوالات کلی بپرسید، بگذارید خودشان شروع کننده ی صحبت و تعریف کردن اتفاقات باشند مگر این که موضوعی در میان باشد که بستگی به امنیت آن ها دارد و حساس است. حتی در آن صورت اگر رابطه شما سرشار از احترام و اعتماد متقابل نبوده باشد ممکن است آن ها واقعیت و یا جزئیات را به شما نگویند.

با دادن فضایی برای اشتراک گذاری راحت هنگام آماده شدن کودک برای صحبت کردن، به او احترام می گذارید. حواستان باشد که تمام جزئیات زندگی فرزند خود را مدیریت نمی کنید، در عوض می توانید یک رفتار محترمانه تر را مشاهده کنید.

احترام به کودکان

منتظر پاسخ باشید

گاهی اوقات کودکان مخصوصا در سنین پایین، بی وقفه در حال پرسش هستند. حتی ممکن است چندین سوال را به دنبال هم و تند تند در مورد یک موضوع از شما بپرسند. صبور باشید، علاقه نشان دهید و در دادن پاسخ عجله نکنید.

وقتی والدین به هر سوال، درخواست یا پرسشی سریع پاسخ می دهند، کودکان یاد می گیرند که به پاسخ های فوری وابسته باشند و اگر زمانی والدین با عجله پاسخ ندهند، با وقفه زیاد پاسخ دهند و یا پاسخگویی را به زمان دیگر موکول کنند، کودکان احساس نا امیدی می کنند.

وقتی به کودک فرصت نمی‌ دهید پرسش‌ های ذهنی خود را ارزیابی کند، اعتماد به نفس او کاهش می‌ یابد. وقتی به کودک فرصت نمی دهیم تا پاسخ خود را پیدا کند، عدم اعتماد به توانایی های او را نشان می دهیم و به مرور دچار درماندگی می شود.

بهتر است والدین سوال کودک را با سوال دیگری در همان زمینه پاسخ دهند. با این روش، کودک فرصت پیدا می‌ کند سوالش را ارزیابی کند و به آن بیشتر فکر کند. برای مثال کودک می پرسد: «مارها گوش دارند؟» شما بگویید: «چه سوال جالبی، به نظرت دارن؟». به خاطر داشته باشید این که نباید سریع پاسخ دهید، به این معنا نیست که پاسخ نمی دهید. می ‌توانید با او همدلی کنید: «خیلی سخته، مگه نه؟» یا به کودک اعتماد به نفس بدهید: « عزیزم تو واقعاً بزرگ شدی. می‌ دونم که خودت می تونی راه حلش رو پیدا کنی.»

بگذارید فرزندتان صاحب بدن خودش باشد

با اجازه دادن به کودکان برای داشتن بدن و ظاهر شخصی، به همان میزان احترام می گذاریم که امیدواریم آن ها به دیگران نیز احترام بگذارند. بسیاری از والدین اجازه می ‌دهند فرزندشان خودش به حمام برود، لباسش را انتخاب کند و درباره مدل موی خود تصمیم بگیرد. اغلب والدین، با بزرگ شدن کودک، استقلال و اختیار بیشتری به او می‌ دهند. با این‌ حال، گاهی برخی از رفتارهای والدین، به طور خواسته یا ناخواسته، کنترل‌ کننده است و باعث می‌ شود استقلال کودک از بین برود.

وقتی بچه ها آنقدر بزرگ شدند که بتوانند نظافت شخصی را رعایت کنند، اجازه دهید این طور باشند. از کنار زدن موهای جلوی چشمانش و پاک کردن غذا از روی صورتش خودداری کنید. از مرتب کردن پیراهن یا صاف کردن یقه بدون اطلاع او خودداری کنید.

بگذارید فرزندتان پاسخ بدهد

همه ما این کار را انجام داده ایم همان طور که والدینمان انجام داده اند. ما با فرزندمان به مهمانی می رویم. یک بزرگسال با اشتیاق از کودکمان می پرسد که کلاس چندم است و مدرسه را دوست دارد یا نه؟ در این شرایط، به‌ جای سکوت و شنیدن پاسخ کودکتان، شما سریعا وارد گفتمان آن ها شده و پاسخ می دهید. در این شرایط دو اتفاق ممکن است در ذهن کودک رخ دهد:

  1. تأیید کرده ایم که نظر آن ها ارزشمند نیست.
  2. با حرف زدن به‌ جای کودک بی‌ اعتماد به نفس یا خجالتی، او را از شرایط ناراحت‌ کننده ‌ای که در آن قرار گرفته است نجات می‌ دهید. این کار باعث پیشرفت نکردن مهارت‌ های اجتماعی کودک می ‌شود.

به ‌جای حرف زدن به ‌جای او، اجازه دهید خودش پاسخ دهد، تلاش کند و فکرش را به کار بیندازد. خواهید دید چقدر اعتماد به ‌نفس و مسوولیت ‌پذیری کودک افزایش پیدا خواهد کرد.

به آمادگی کودک خود احترام بگذارید

تصور کنید می خواهید با خانواده خود به پیکنیک بروید و همه چیز را برنامه ریزی کرده اید و مصمم هستید که یک روز عالی داشته باشید. ممکن است یک فرزندتان برای این سفر ذوق و شوق داشته باشد اما دیگر فرزندتان دوست نداشته باشد با شما بیاید و ترجیح می دهد در خانه باشد و یا از قبل با دوستش قرار گذاشته است که فوتبال بازی کنند.

شما چه اصرار به هیجان انگیز بودن برنامه داشته باشید و یا حتی آن ها را تهدید کنید که در صورت نیامدن عواقبی در انتظارش خواهد بود، در هر صورت او را تحت فشار می گذارید که بر خلاف میلشان رفتار کنند. در واقع احترام آن‌ ها را زیر سوال می‌ برید. علاوه براین، هدف شما پرورش انسان‌ هایی با انگیزه، توانمند، محترم و مقاوم است نه افرادی که به‌ راحتی تحت فشار دیگران قرار می‌ گیرند.

بهتر است به جای تصمیم گرفتن به جای همه، شرایطی را فراهم کنید تا در یک محیط و گفت و گو با همه افراد خانواده تعامل داشته باشید و نظرات و برنامه های آن را بپرسید، سپس بر اساس احترام به نظرات همه، تصمیم نهایی را بگیرید. کودکان به نظم، اصلاح‌ و مدیریت والدین عادت کرده ‌اند، اما اگر بدانند به تصمیماتشان احترام می ‌گذارید و به آن‌ ها اطمینان دارید، احترام متقابل را یاد می‌ گیرند.

به کودکان رفتار های عمیق بیاموزید

زمانی که با آن ها صحبت می کنید، تماس چشمی خود را حفظ کنید. هرگز با حرکات تهدیدی دست و انگشتان و حتی چشم با آن ها صحبت نکنید. گوش دادن فعالانه را با آن ها تمرین کنید تا آن ها هم یاد بگیرند وقتی در اجتماع با کسی صحبت می کنند به جز کلامشان، بدنشان هم باید احترام را به فرد مقابل نشان دهد. به فرزندان خود کمک کنید تا عذرخواهی را یاد بگیرند و در صورت انجام کاری (حتی به طور تصادفی) که به شخص دیگری آسیب می رساند، مسئولیت آن را بپذیرند. از عذرخواهی از کودکان خود نترسید. بخشیدن و درخواست بخشش راه ایجاد احترام متقابل است. به او نشان دهید عذرخواهی کوچک و بزرگ ندارد و یک کار شجاعانه است.

احترام یک خیابان دو طرفه است و وقتی الگوی احترام متقابل را انتخاب کنید، در راه تربیت فرزندان محترم به خوبی پیش خواهید رفت. ما در مجموعه سروهانا در کنار شما خواهیم بود تا به سوالات شما در حیطه فرزندپروری پاسخ دهیم و شنوای تجربیات شما باشیم. از طریق این لینک می توانید اطلاعات بیش تری در زمینه فرزندپروری کسب کنید.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید